counter create hit
مطالب مرتبط:
نقش جغرافیا و زادگاه نویسندگان در رمان های معروف ایرانی

نقش جغرافیا و زادگاه نویسندگان در رمان های معروف ایرانی

رمان‌های معروف ایرانی، روایت‌کننده حال و هوای کدام شهرهای ایران هستند؟ نویسندگان رمان‌های بزرگی همچون کلیدر، شوهر آهو خانم، سووشون و... که به زبان های مختلفی هم ترجمه شدند  و به محبوبیت رسیدند؛ قصه خود را در کدام بستر جغرافیایی و توصیف چه شهر و روستایی، ر ...

پیش بینی مهارت آموزی ۲۰۰ هزار سرباز برای سال ۹۷ / بیش از ۴۰ درصد سربازان تحصیلات دانشگاهی دارند

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری آنا، سردار فرحی رئیس قرارگاه مهارت‌آموزی ستاد کل نیرو‌های مسلح در چهارمین کنگره ملی آموزش عالی مهارت، فناوری و اشتغال که در دانشگاه تهران در حال برگزاری است گفت: روزانه بیش از هزار سرباز وارد دوران خدمت می‌شو ...

دستور ویژه رئیس جمهور برای حوادث اخیر بازداشتگاه ها

مجله اینترنتی کمونه (Kamooneh.com) : وزرای کشور،اطلاعات، دادگستری و معاون حقوقی رئیس جمهوری ماموریت یافتند تا جزئیات امر را رسیدگی و پیگیری دقیق نموده و گزارش بررسی‌های خود، از جمله قصور یا تقصیر احتمالی را به رئیس جمهوری گز ...

جان تری به عنوان به مربی به چلسی بازمی گردد

خبرگزاری فارس: روزنامه دیلی‌میرر گزارش کرد کاپیتان سابق چلسی در حال برنامه‌ریزی برای بازگشت به استفموردبریج در پایان فصل جاری است.تری که در تیم آستون‌ویلا عضو است، شور و اشتیاق زیادی برای بازگشت به تیمی را دارد که به مدت ۲ دهه برایش فعالیت کرده است. ...

اظهارات مداخله جویانه «تیلرسون» علیه

اظهارات مداخله جویانه «تیلرسون» علیه "حزب‌الله لبنان"

مجله اینترنتی کمونه (Kamooneh.com) : به نقل از المیادین، رکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا در کنفرانس خبری مشترک خود با سعد الحریری نخست وزیر لبنان در بیروت گفت: ما با همکاری دولت لبنان و اسرائیل برای محافظت از آرامش در ...

واکنش پژمان جمشیدی به دعوای کی روش و کریمی

مجله اینترنتی کمونه (Kamooneh.com) : این رفتار زشت و تأسف‌آور واکنش اهالی فوتبال، رسانه‌های ورزشی و خاصه پرسپولیسی‌ها را به دنبال داشت که همگی از پژمان جمشیدی حمایت کردند. حتی بزرگانی همچون پرویز پرستویی، کمال تبریزی، رسول صدرعاملی و ...

دوچرخه سواری معلولین آسیا؛ اولین طلای کاروان ایران به مهدی محمدی رسید

دوچرخه سواری معلولین آسیا؛ اولین طلای کاروان ایران به مهدی محمدی رسید

دوچرخه‌سواری معلولین آسیا؛ اولین طلای کاروان ایران به مهدی محمدی رسید ورزش > ورزش‌های دیگر - همشهری آنلاین:مهدی محمدی، ملی‌پ ...

«پاستا تالیاتله» با اسفناج و سس میگو

«پاستا تالیاتله» با اسفناج و سس میگو

  مواد مورد نیاز:   پاستا تالیاتلی: 500 گرم اسفناج (بخارپز شده): 1.5 پیمانه میگو: 300 گرم گوجه فرنگی (مکعبی بزرگ خردشده): 5 عدد سیر (خردشده): 4 عدد پ ...

مهدی اینبار بر علیه سرخ ها/ دومین شکست تراکتورسازان در آسیا با درخشش طارمی

مجله اینترنتی کمونه (Kamooneh.com) : هفته دوم رقابت های فوتبال لیگ قهرمانان آسیا در گروه دوم شامگاه امروز دوشنبه با دیدار تیم های الغرافه قطر و تراکتورسازی پیگیری شد که این بازی با برتری ۳ بر صفر تیم میزبان به پایان رسی ...

مربی پرسپولیس راهی کرواسی شد

مارکو استیلینوویچ مربی بدنساز تیم فوتبال پرسپولیس پس از بازی سرخپوشان برابر السد، راهی کشورش شد. مارکو استیلینوویچ پس از بازی پرسپولیس برابر السد قطر، با هماهنگی سرمربی، راهی کشورش کرواسی شد. او طبق برنامه اعلام شده، قرار است پس از بازی ب ...

۱۰ شهر برتر روسیه، سرزمین تزار ها

۱۰ شهر برتر روسیه، سرزمین تزار ها

سن پترزبورگ سن پترزبورگ، دومین شهر بزرگ در کشور روسیه و قلب فرهنگی آن است. مناظر بی ...

جفت پایین یا پلاسنتا پریویا

جفت پایین یا پلاسنتا پریویا

علت و پیشگیریمتخصصان هنوز درباره علت ایجاد جفت پایین در دوران بارداری مطمئن نیستند اما مواردی مشخص شده كه می‌تواند خانم باردار را در معرض پلاسنتا پریویا قرار دهد. برخی از این عوامل خطر را می‌توان کنترل کرد و برخي قابل كنترل نيست. عوامل گو ...

۹۴درصد زنان هالیوود «تعرض جنسی» را تجربه کرده اند

مجله اینترنتی کمونه (Kamooneh.com) : به گزارش هالیوود ریپورتر، تحقیقات جدید نشان می‌دهد که 94 درصد زنان مشغول در سینمای هالیوود تجاوز و تعارض جنسی را تجربه کرده‌اند. رقم 94 درصدی تجاورز و تعرض جنسی در هالیوود شامل تمام مصا ...

در ستایش از "جیان لوئیجی بوفون"; و یا بخشی ورزشکار سن

در ستایش «جیان لوئیجی بوفون»؛ باوقارترین ورزشکار عصر ما

مجله اینترنتی (Kamooneh.com) : "آنچه که باعث نگرانی درست است ؟ زمانی که خواهد شد رئیس سازمان است." به هر مسابقه نهایی وجود دارد ... مانند "" هفت سامورایی تکرار کنید. 2003. 2015 و 2017 با صورت اصلاح نشده پا به فینال لیگ قهرمانان ... با ته جریان لباس از این رنگ پس از نگاه لانگ شات دوربین از ورزشگاه را پیدا کنید. وجود دارد افسانه می داند که لینک از آب و هوا شده که در انتهای مسابقه قربانی خواهد شد؛ قربانی سرنوشتی که همیشه او را سمت بازنده ها نگه داشته بود. درست مثل شب سیاه 14 نوامبر که صورت اصلاح نشده اش او را پیرتر، خسته تر و البته پایبندتر به قانونی که همه این سال ها رعایت کرده بود، نشان می داد.     وقتی قرار است بازنده از میدان مسابقه بیرون بیایی، دیگر چه تفاوتی می کند ریشت را اصلاح کرده باشی یا نه؟! مثل شب تلخ حذف ایتالیا از جام جهانی روسیه، شبی که خداوندگار خوش قلب فوتبال با ته ریش هایی که به سفیدی می زد، سعی می کرد اشک هایش را از لنز دوربین های رسانه ها بدزد اما دوربین های لعنتی شکارش کردند.سعی کرد بغض اش را قورت بدهد اما از پس این یکی هم برنیامد. بوفون شکست خورد، شکار دوربین ها شد، بغض اش شکست و به ایستگاه آخر رسید. با نفس های به شماره افتاده رسید به آخر قصه، به پایان قصه، پایان عمر و پایان راه و ما که چقدر به این کلمه «پایان» عادت کرده ایم. این که کلمه «پایان» لعنتی را بگذاریم روی هر چیزی که دوستش داریم و فرو ریختنش را تماشا کنیم. پایان مردی که از پاییز سال 1997 که برای اولین بار لباس ایتالیا را پوشید تا پاییز 2017 در سان سیرو که از فوتبال ملی خداحافظی کرد، همیشه سایه شکست در فینال های اروپایی را روی سرش حس کرد.     جان لوئیجی بوفون با آن ریش های اصلاح نشده، چشم های قرمز و بغضی که نفس کشیدن را برایش سخت کرده بود، آن شب در سن سیرو، محترم ترین مرد شکست خورده روی زمین بود. دوست داشتنی ترین بازنده ای که آرزو می کردید شبیه او باشید. اسطوره ای که مرگ در تمام این سال ها دنبالش بود اما باز هم راهی برای تندتر دویدن پیدا می کرد و تا چهل سالگی دوام آورد.مرد باوقاری که هر بار شکست می خورد، حس می کردیم مرگش موقتی است و دوباره بر می گردد و زیر غروب کاپیتان دلخوش بودیم به طلوع فردا و فرصت تماشای او در مسابقه ای دیگر. اما شب لعنتی 14 نوامبر طلوع دیگری نداشت و باور کردیم که بوفون هم خواهد رفت؛ باور کردیم که تنها خاطره ها ابدی هستند. باور کردیم که فوتبال مانند میدان جنگ است؛ پر از عشق، احساسات، اکشن، درام، مرگ و البته چشم هایی که در پایان این جنگ همیشه خیس خواهند بود.*** خیام در کتاب دانشنامه نجومش در توصیف ستاره نوشته است: «توده ای کروی که در فلک جایگاهی ثابت و بی تغییر دارد. روشنایی می بخشد. قابل فساد و فروپاشی نیست و جایگاهش در آسمان ثابت است.» بوفون برای ستاره بودن در دنیای فوتبال، بیشتر از این که وامدار عناوین پوشالی باشد که پیرمردهای فیفا هر سال بین مسی و رونالدو تقسیم می کنند، بیشتر از جام هایی که هر بار در قامت یک شکست خورده از کنارشان رد می شد و اجازه دست زدن به آنها را پیدا نمی کرد، شبیه توصیف یک ستاره در علم نجوم بود.       مدل ستاره های آسمان جایگاهی ثابت و بی تغییر داشت. از همان روزی که در هفده سالگی مقابل آث میلان رویایی فابیو کاپلو بازی کرد و مهاجمان میلان را ناکام گذاشت تا آخرین مسابقه ملی اش برابر سوئد، بوفون برای 11 سرمربی بازی کرد. مربیانی که هیچ وقت به این فکر نکردند که گزینه بهتری از بوفون هم برای دروازه تیم شان وجود دارد. بوفون همیشه انتخاب اول بود و مثل تعاریفی که اخترشناسان از ماهیت یک ستاره دارند، در تمام این مدت نه قابل فروپاشی بود و نه جایگاهش را از دست داد.*** سرخپوست ها اعتقاد دارند چشم ها دریچه ورود به روح آدم ها هستند و احوالات درونی انسان را نشان می دهند. یک لحظه چشم های تان را روی هم بگذارید و خاطراتی را که از بوفون دارید، مرور کنید. بخشی از خاطرات همه ما از فوتبال حتما به او خواهد رسید. فرقی نمی کند او را با موهای بلند یا کوتاه، خط ریش های چکمه ای یا ساده، ته ریش، لباس یکدست مشکی یا هر چیز دیگری به خاطر بیاورید. حتی با شقیقه هایی که این اواخر سفید شده بودند و از جدال او با زمان می گفتند.     بوفون را فراتر از همه اینها در تمام سال های فوتبال با چشم هایش شناخته ایم. با وقار و احترامی که توی چشم هایش موج می زد. با شوق به مبارزه و ادامه دادن و زندگی کردن که در نگاهش موج می زد. حتی وقتی ایتالیایی ها موقع پخش سرود ملی سوئد شروع به هو کشیدن کردند با تمام وجودش برای سوئدی ها دست زد. حضور ایتالیای دوست داشتنی در جام جهانی و تبدیل شدن به اولین بازیکن تاریخ که شش دوره در این تورنمنت حضور پیدا می کند هم آن قدر ارزش نداشت که بوفون به قواعد زندگی اش پشت کند و حریف را تحقیر شده ببیند. دست هایش را محکم به هم کوبید و سرود سوئد را لب زد. می شد از چشم هایش خواند وقار فروختنی نیست، حتی اگر به قیمت پایان اسطوره باشد، به قیمت آخرین پرده حضور او در فوتبال ملی.چشم های بوفون تلقینی بودند از مردهای ایتالیایی ساده فیلم های «تورناتوره» با افسانه هایی که پیر گریمال در کتاب «اساطیر روم» شرح شان داده بود. نگاه هایی که مانند جوانک فیلم «باری» تورناتوره، هر بار از ایتالیا حرف می زد، احساساتی می شدند و موقع خواندن سرود ملی پر از اشتیاق بودند. چشم هایی که دل تماشای پنالتی های تیمش را نداشت و در همه این سال ها وقتی ایتالیایی ها پنالتی می زدند، رویش را بر می گرداند و به سکوهای هواداران خیره می شد تا با هیاهوی تماشاگران، از عاقبت پنالتی باخبر شود.   چشم هایی که به اندازه خدایان رومی نافق بود. آن قدر نافذ که در تمام ورزشگاه های ایتالیا برای خودش احترام می خرید. نگاهی که نامیرایی اش به قهرمانان افسانه ای روم باستان شبیه بود. قصه آخرین مرد ایستاده روی خط دروازه که هیچ وقت روحیه مبارزه را از دست نداد، مثل دقایق وقت های تلف شده دیدار برابر سوئد که دروازه اش را رها کرد تا کاری را که مهاجمان ایتالیا از انجامش عاجز بودند انجام دهد اما توپ به سمت او نیامد، مثل شانس و اقبالی که همیشه از او روی برگردانده بود.مردم روم باستان، برخلاف یونانی ها که خدایان شان را زیبا و با موهای بلند تصویر می کردند، خدایانی سودمند می خواستند؛ اساطیری که بتوانند رنج مردم روم در جنگ ها و فقر را کاهش دهند. بوفون و نامیرایی اش هم برای ایتالیایی ها همین حس را داشت. این که همیشه یک نفر هست تا بتوانید به او تکیه دهید. در یادداشتی برای روسنامه «لااستامپا» نوشته بود: «بعد از هر مسابقه به یک کلمه فکر می کنم؛ فردا.»       اما از نیمه شب چهاردهم نوامبر، فردایی برای آخرین مرد ایستاده فوتبال وجود نداشت. تکیه گاهی هم نبود. از فردای اعلام بازنشستگی؛ برای به خاطر آوردن بوفون – مانند ستاره هایی که مدت هاست از بین رفته اند اما نورشان هنوز در فضا وجود دارد و ردشان در آسمان دیده می شود – باید توی خاطراتنمان دنبال او بگردیم. ایراد از خیام بود که نمی دانست ستاره ها هم مانند انسان ها دوره حیات دارند. متولد می شوند، عمرشان را سپری می کنند و در نهایت می میرند و جهان این گونه به پایان می رسد؛ نه با فریاد، که با حسرت.